|
بالی برای پرواز لاَ یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اكْتَسَبَتْ
| ||
|
دو یا سه شب پیش بود که برنامه پارک ملت را نگاه میکردم بیشتر از این جهت بعد از پنج دقیقه تلوزیون را خاموش نکردم که مهمان برنامه به نظرم قدری متفاوت آمد عماد افروغ را دعوت کرده بودند حرفهایش هم خوب بود حداقل در این چند وقت که هیچ صدایی از این جنس نشنیده بودم لنگ کفشی شد در بیابان از خیلی چیزها گفت هرچند می شد از خیلی چیزهای دیگر هم بگوید اما نتوانست یا نگفت به هر حال در بین همه آنچیزهایی که گفت بیشتر از دو بخش صحبتهایش خوشم آمد یکی از آن بخش که نگرانی اش را از فاصله ی نجومی که دارد بین قدرت رسمی وقدرت غیر رسمی یعنی همان جامعه مدنی اتفاق می افتد خیلی شفاف گفت و دیگر اینکه از وسیله بودن قدرت در ذات گفت وعوض شدن جایش با هدف که این روزها اتفاق افتاده است وگفت که هدف اخلاق است وارزشها وقدرت برای رسیدن به آنها وسیله است اما در این زمان اخلاق شده است وسیله برای نگاه داشتن قدرت به هر قیمتی وجمله ای هم از امام علی (ع) در خطاب به معاویه که فرمودند من ار توسیاست را بهتر می دانم اما دستانم بسته است... وگفت که این روزها به عکس خیلی ها دستشان باز شده است... درحالیکه سیاست نمیدانند! طبقه بندی: این روزهای خاکستری (زندگی اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی)، برچسب ها: عماد افروغ، پارک ملت، [ بیست و هشتم دی 90 ] [ ساعت 10 و 30 دقیقه و 50 ثانیه ] [ مریم کرداری ]
|
| |
| [ تمامی حقوق برای نویسندگان این وبلاگ محفوظ می باشد.] | ||