تبلیغات
بالی برای پرواز - غم خویش ! درمان خویش !

بالی برای پرواز

لاَ یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اكْتَسَبَتْ

 

غم خویش ! درمان خویش !

 

نوع مطلب :این روزهای خاکستری (زندگی اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی) ،

نوشته شده توسط:مریم کرداری

خیلی چیزها بدیهی ست از گرانی وتورم تا همه ی آن چیزهایی که فکر کردن به آنها قلب وروح آدم را به عنوان یک ایرانی می رنجاند از تمام شکوه وتوانمندی سرزمینی متمدن را نادیده گرفتن تا بی شماری بی عدالتی ها ونابرابریها وخیلی چیزهای دیگر که ای کاش میشد همه شان را گفت....به اینها خیلی فکر میکنم ودرنهایتش فکر می کنم به اینکه خوشابحال عرصه هایی ناب وجوانمرد که رفتند وخیلی چیزها را ندیدند هرچند که بعید می دانم به گواه آیه ولا تحسبن الذین قتلوافی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون نبینند وغم نخورند گاهی آنقدر تمام این حسها در درونم تلنبار می شود که دیگر دلم سر ریز میکند وبدتر از آن اینکه نمی دانم چه می خواهد بشود ... در طول این دو سه سالی که خیلی اتفاقات در عرصه جامعه مان افتاده این حس را بارها تجربه کرده ام این حس دل سوختن را حسی که وقتی بهت دست می دهد که میبینی وبا همه شعورت می فهمی که دارند به  همه  شعورت توهین می کنند اما هیچ نمی توانی بگویی وآخریش همین دادگاه مضحک علنی بود که برای پرونده اختلاس بزرگی که البته ما این یکی را استثنا می دانیم برپا کردند وآقای میم الفه آبرومند را درآن محاکمه نمودند .... خیلی دلم سوخت برای همه چیزهای با ارزش دنیا از اخلاق واخلاق مداری تا انسان وانسانیت خیلی دلم سوخت برای آنها که برای خاطر آزادی آبروشان را فدا کردند تا اینکه امروز کسی حتی با خون مردم را خوردن و ابروی مردم را بردن  هم بی آبرو نشود... همه ی اینها دلم را می سوزاند اما از طرف دیگر هم هیچ جور نمی توانم از حیثیت این آب وخاک بگذرم نمیتوانم به خودم بقبولانم که در این فضا صدایم را بیش ازاین بر سر بی عدالتی ها وتبعیض در حامعه ام بلند کنم  از دشمن شاد شدن این سرزمین واین انقلاب می ترسم از گم کردن راه حق شهدا می ترسم می ترسم که اگر صدای انقلاب واسلام واقعی در میان جروبحث های داخلی کم رنگ شود قافیه را به آن کسی ببازیم که حالا حالا ها به این مردم وبه این سرزمین بدهکار است کسی که در میان فریادهای اسلام خواهی منطقه در کمین یک ثانیه غفلت های ما از ارزشها وآرمانهایمان نشسته است که هم چیز را برای خودش مصادره به مطلوب کند ودر این بین جالب است که تنها صدای انقلاب مردم سوریه به مضاقش خوش آمده است وگویی فریادها مظلومانه ی مردم بحرین برای گوشهای سنگینش کماکان سنگین است حالیکه مظلوم مظلوم است اما واضح است که این مظلوم در هرکجای دنیا که باشد از بحرین تا سوریه وحتی ایران مسلما احقاق حقش را به دستان ظالمان وطرفداران ظالمان که معلوم نیست چرا دلشان برای نمونه در جنگ ایران وعراق برای ایرانیان نسوخت نمیسپاریم، هرچند که همیشه برایم جای سوال بوده است ایرانیانی که به قول خودشان مخالف حکومت اند تا چه حد به مفاهیمی چوم تمامیت ارضی کشورشان علاقه مند بوده  وبه جای سیاست بازی به مردمشان می اندیشند...؟ آزادی کشورشان را می خواهند یا وابستگی آن را؟ و استقلال خود و جامعه شان را جستجو میکنند یا اعمال نظر بیگانگان را می طلبند؟



وحید حلاج
یازدهم اسفند 90 ساعت 14 و 50 دقیقه و 42 ثانیه
3) من به تمام کسانی که برای آرمانشون جنگیدند و جونشون رو فدا کردند از صمیم دل احترام می گذارم اما لفظی مثل " راه شهدا " به شدت مبهمه؛ شما راه شهدا رو برای من تعریف کنید که اصلا یعنی چی؟ شهدا اگر برای عدالت و حقیقت رفته باشند؛ سلّمنا، در این صورت حرفی نیست اما اگر برای عدالت و حقیقت نرفته باشن چی؟ از طرف دیگه ممکنه چیزی که 30 سال پیش مصداق عدالت بوده الان اینطور نباشه یا یک مثال واضح تر: کسانی که پیش از فتح خرمشهر و با هدف بازپس گیری سرزمین ایران کشته شدند با کسانی که سال های بعد و با هدف مثلا رسیدن به قدس و یا کربلا و اشغال سرزمین عراق کشته شدند مسلما متفاوتند مشکل اینجاست که ما فکر می کنیم تمام شهیدان یک ارمان و یک راه داشتند در صورتی که مطلقا اینطور نیست . من می گم که باید حقیقت و عدالت رو بشناسیم ( یا تمام تلاشمون رو برای شناختنش بکنیم) و بعد اگر راه شهدا با اون مطابق بود بپذیریم و الا نه 4) فکر می کنم منظورم رو درست نرسونده باشم من اصلا و ابدا منظورم این نیست که تمامیت ارضی یا آب و خاک یا چیزهایی شبیه به این اصلا ارزش ندارند؛ منظور من اینه که این ها ارزش ذاتی ندارند بلکه ارزش اونها بسته به انسان هاییه که متعلق به اونهایند بنابراین اگر روزی تمامیت ارضی ایران باعث بروز ناعدالتی های بسیاری بشه شک نکنید که تمامیت ارضی باید از بین بره ( باز هم میگم که من نمی گم الان اینطوریه من دارم حالت فرضی رو پیش می کشم) 5) اما بگذارید یکم ملموس تر صحبت کنم متاسفانه موضع گیری آمریکا و اروپا و اسرائیل و دیگران مثل پتکی شده که مدام بر سر منتقدین کوبیده میشه در این شکی نیست که اولا این کشورها به دنبال منافع خودشون و مردمشون هستند و ثانیا جمهوری اسلامی با حالت فعلیش منافع اون ها رو یا تامین نمی کنه و یا به صورت حداقل تامین می کنه بنابراین اونها از بلند شدن هر صدای منتقدی استقبال و احتمالا حمایت می کنند. خب به نظر شما توی این شرایط باید نشست و نگاه کرد و هیچ نگفت به دلیل این که آب به آسیاب دشمن ریخته میشه؟این دقیقا همون چیزیه که اقتدار گراها می خوان. منتقدان باید تمام کاستی ها رو بدون در نظر گرفتن انواع و اقسام مصلحت سنجی ها بیان کنند و در این بین مرز خودشون رو هم با دشمنان و بیگانگان مشخص کنند. باور کنید خانم کرداری هیچ مصلحتی بالاتر از حقیقت وجود نداره
پاسخ مریم کرداری : 3) به نظر من قضاوت در مورد هدف ونیت افراد از کاری که انجام میدن ودر اینجا شهدا اساسا برعهده ما نیست بلکه آنچه مهمه نتیجه ای هست که از اقدام اون افراد در اون دوره خاص برای کشور حاصل شده وبه عبارت بهتر نفعی هست که شامل مردمان این کشور شده بر همین اساس میشه گفت حرکت اون افراد حرکتی انسانی ودر مسیر حقیقت بوده .... 4) به اعتقاد من در صورتیکه فساد وبی عدالتی یک حکومت برای افراد مسجل بشه اتفاقا وظیفه افراد سنگین تره به همبن خاطر هم از امیر کبیر یاد کردم... به علاوه اینکه فکر میکنم هرچیز جایگاه خودش رو داره تمامیت ارضی به جای خوو عدالت وجلوگیری از تبعیض هم به جای خود...5)مطمئن هیچ مصلحتی بالاتر از حقیقت نیست اما مصلحت سنجی با واقع نگری کاملا متفاوت اند... به نظر شما امام علی (ع) از حقیقت بی خبر بودند یا توان گفتن حقیقت را نداشتند که بیست وپنج سال حتی در برابر بی عدالتی هم سکوت کردند مسلما پاسخ منفی هست...
وحید حلاج
یازدهم اسفند 90 ساعت 14 و 49 دقیقه و 31 ثانیه
سلام
1) من ادعا نکردم که درک ما از وقایع همیشه برابر با حقیقت و عدالت هست؛ به نظر من اتفاقا درک ما در بسیاری از اوقات مبتنی بر حقیقت و عدالت نیست چون در غیر اینصورت تلاش برای رسیدن به حقیقت و عدالت بی معنی میشه اما با این همه من ادعا می کنم که ما ابزار و روش برای رسیدن به حقیقت و عدالت می تونیم برگزینیم و اتفاقا وقتی که ابزار مناسب و روش مناسب رو انتخاب کردیم می تونیم سعی در رسیدن به عدالت و حقیقت داشته باشیم ابزار مناسب برای رسیدن به حقیقت و عدالت به نظر من عقل انسانیه و روش هم استنباط های عقلی، شهود شاهدان عادل، و از این قبیله؛ از طرف دیگه ما وظیفه داریم تمام تلاشمون رو برای رسیدن به حقیقت و عدالت انجام بدیم و به هر چه که رسیدیم همون رو مبنا قرار بدیم ( خوبه شما به آیه ای که بالای وبلاگتون نوشتید دقت کنید) و دیگر این که ما یا باید معیاری مشخص برای حقیقت و عدالت داشته باشیم و یا این که به دام نسبی گرایی می افتیم و حتما خودتون می دونید که اگر نسبی گرایی رو بپذیریم دیگه بحث و انتقاد بی معنی میشه من از شما یه سوال می پرسم اگر دوست داشتید جواب بدید به نظر شما در حوزه سیاست ( مشخصا سیاست ایران)،عدالت چیه و چه شرایطی باید وجود داشته باشه تا بگیم عدالت محقق شده؟ 2) مسلمه که نه؛ معلومه که در بسیاری از جهات، حکومت بر مبنای عدالت رفتار می کنه اما به دو تا نکته باید توجه کرد اول این که ما باید قضایا رو به صورت "الاهم فالمهم" ببنیم و ببنیم که کدوم حوزه ها مهمتر هستند و دوم این که ما برآیند می گیریم به این صورت که تمام بی عدالتی ها رو یک طرف می گذاریم و تمام عدالتمندی ها رو طرف دیگه می گذاریم و بعد می بینیم کدوم قسمت سنگین تره؛ من داوری رو می گذارم به عهده خودتون
پاسخ مریم کرداری : سلام... 1) چون شما گفتید که به نظرتون هیچ چیز به اندازه حقیقت وعدالت ارزش نداره من اینو پرسیدم ومنظورم هم دقیقا این بود که شاید چیزهایی مثل اعتلای یک کشور و یا یک ایدئولوِی اعتقادی برا ی یک جامعه عین حقیقت فرض بشه پس ما نمی تونیم بر مینای نظر خودمون چیزی را حقیقت بدونیم و وچیزهای دیگه را از دایره حقیقت خارج کنیم هرچند که باید وظیفه آگاهی بخشی خودمون رو انجام بدیم ....در حد توانایی مون مطابق با همون آیه .... انتخاب معیار مشخص هم به نظر من درصورتیکه افراد درمورد یک اصولی متفق باشن چرا که در غیر این صورت سخن از معیار مشخص بیهوده است مانند آنچه در مورد تئوری جمهوری اسلامی اتفاق افتاد ومردم در سال 58 با رای بالا بهش رای دادند وروی اون اتفاق کردند اما حالا شاید خیلی ها پاسخ مثبت به اون رفراندم رو تنها نظر اون نسل واون افراد میدونن وروی اون اصول متفق نیستند... در مورد سوالتون باید بگم اینکه بگیم عدالت در حوزه سیاسی کشوری خاص چه معنایی داره به نظرم سوال درستی نیست چون عدالت یک مفهوم کلی ست که ممکن است به اقتضای شرایط زمان ومکان وبه خصوص در حوزه بشری معناهای متفاوت داشته باشه 2) در رابطه با این آیا حکومت ایرا ن مساوی ست با بی عدالتی و... هم این نگاه شما که سعی می کنید شر طانصاف رو رعایت کنید خیلی ارزشمنده اما باید این نکته رو هم مورد نظر قرار داد که ابزار ما برای جدا کردن عدالت از بی عدالتی تا چه حد قابل اطمینان هست....تا بعد اونها رو سنگین وسبک کنیم....
ایمان
ششم اسفند 90 ساعت 19 و 37 دقیقه و 41 ثانیه
خانم کرداری در دنیای سیاست ودیپلماسی تعیین کننده تر از هر چیز منافع کشور هاست این تفکر که کشوری از دریچه ی خیرخواهی برای کشور دیگری قدم بر دارد ساده لوحانه اس پس طبیعی که در جنگ عراق یا هر جنگ دیگه ای کشورهای مختلف به دنبال منافع خودشون باشند هر چند که برای ما تلخ باشه در مورد اینکه بازگو کردن مشکلات باعث سو استفاده دیگرا میشه هم به شدت مخالفم باید مشکلات رو وعوامل پدید اورنده اش رو شناخت و مقابله کرد آمریکایی ها هم به مشکلاتشون معترفند آیا اعتراف به مشکلات باعث نزول اونها شده یا که پیشرفت ؟
پاسخ مریم کرداری : در مورداول من با شما موافقم واتفاقا روی صحبت من هم با کسانی که صددر صد با حکومت فعلی ایران مخالفند همینه وسوال من هم از این دوستان اینکه چرا فکر میکنند امثال آمریکاییها یا هر کشور دیگر به دنبال دلسوزی وبر داشتن قدمهای خیرخواهانه برا ی کشور ما وامثال کشور ما هستند در حالیکه در حقیقت به دنبال منافع خودشونن که این هم به قول شما طبیعیه... اما در مورد بازگو کردن مشکلات من میگم کسی که ایرانیه وایرانی بودن خودش رو دوست داره صرف نظر از اینکه چه حکومتی در کشور حکومت می کنه باید سرنوشت خودش وجامعه اش رو خودش به دست بگیره ودر این بیان اعتراضها وانتقادها دقت کنه که اول از جانب انصاف خارج نشه دوما آّب به آسیاب دیگران نریزه....
شیوا
چهارم اسفند 90 ساعت 19 و 08 دقیقه و 33 ثانیه
خانم کرداری عزیز این دغدغه ذهنی منم هست.مخصوصا از وقتیکه توی این محیط خفن قرار گرفتم گاهی احساس می کنم به تمام معنا به شعورم توهین میشه.جاتون خالی هفته پیش یه سمینار بود.اما واقعا مایه ی تاسف بود.وای خدای من چه روز هایی....!
پاسخ مریم کرداری : تکلیف ما خیلی سنگینه وکاری بس دشوار داریم بیان اعتراضات وانتقادات در شرایط فعلی همراه با حفظ تمامی ارزشها درست مثل راه رفتن بر لبه تیز یک شمشیره...
وحید حلاج
دوم اسفند 90 ساعت 19 و 45 دقیقه و 12 ثانیه
سلام
من نظر شخصی خودم رو می گم اول این که با تحریم هایی که بر علیه ایران انجام می شه کاملا مخالفم چون فشار رو به مردم ایران وارد می کنه و فضا رو رادیکال تر می کنه و جلوی حرکت های اصلاحی رو سد می کنه با جنگ بر علیه ایران به شدت مخالفم و باور هم ندارم که دولت های آمریکا و اروپا دلشون برای مردم ایران می سوزه اما با این همه تا جایی که در توانم باشه بر علیه ظلمی که در حال حاضر از طرف حکومت بر علیه مردم ایران می شه تلاش می کنم... خانم کرداری! آیت الله خمینی مدت ها پیش گفته بود که " حفظ نظام از اوجب واجبات است" معنی این حرف اینه که برای حفظ نظام هر کاری میشه انجام داد از دروغ و ریا و تقلب بگیرید تا مسائل به مراتب بالاتر؛ آیت الله خمینی حفظ نظام رو بالاتر از حقیقت و اخلاق و ... قرار داد به نظرم می رسه شما هم تمامیت ارضی یا اعتلای ایران و یا چیزهای دیگه ی شبیه به این رو توی این جایگاه قرار می دین؛ به نظر من نه تمامیت ارضی، نه نظام های سیاسی، نه ایدءولوژی های سیاسی و عقیدتی و فلسفی هیچ کدوم ارزش ذاتی ندارند تنها چیزهایی که ارزش دارن حقیقت و عدالت و اخلاق هستند اگر ببینیم که حقیقت زیر پا گذاشته میشه اگر عدالت و اخلاق قربانی میشه ما موظفیم که کاری انجام بدیم و نه این که مصلحت های گوناگون چه تمامیت ارضی باشه چه حفظ نظام باشه چه راه شهدا باشه ووو رو در مقابل حقیقت و عدالت قرار بدیم
پاسخ مریم کرداری : سلام ... چند سوال؟ اول) از کجا معلوم که همیشه درک ما از وقایع برابر با حقیقت وعدالت باشه دو) آیا به نظر شما حکومت فعلی ایران در همه ابعاد مساوی است با تقابل در برابر عدالت وحقیقت ؟سه) آیا شما راه شهدا را برخلاف مسیر حقیقت وعدالت می دانید منظورم همه شهدای ایران هستند از آریو برزن تا شهدای دفاع مقدس؟ چهار آیا شما فکر میکنید ایستادگی در برابر حکومت فاسد یا حداقل دارای ایراد برابر است با انکار وابستگیهایمان به آب وخاکمان وایرانی بودنمان در این صورت تکلیف امثال امیر کبیر که خودشان در دستگاه حکومت بودند چه می شود؟ وحرف خودم، من میگویم ما اعتراض مان را بگوییم انتقاد مان را هم بگوییم اما آب به آسیاب دیگری که در حقیقت معاند است و به دنبال مقاصد خودش نریزیم...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.