تبلیغات
بالی برای پرواز - نسل جدید... تغییرات جدید!

بالی برای پرواز

لاَ یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اكْتَسَبَتْ

 

نسل جدید... تغییرات جدید!

 

نوع مطلب :این روزهای خاکستری (زندگی اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی) ،

نوشته شده توسط:مریم کرداری

یکی از اصول مهم در مطالعات آموزشی و تربیتی در نظر گرفتن قاعده ی عدم مقایسه ی فرد با افراد دیگر یا یک گروه سنی با گروه دیگر است از نظر من این قاعده مهم است ودر جای خود بسیار کلیدی وارزشمند محسوب می شود اما شخصا در خیلی مواقع شده است که نتوانسته ام از بسیاری نکات که امروزه ودر نسل نوجوان به وفور می بینم در نظر خود چشم پوشی کرده ودست کم به آنها نیاندیشم بویژه که غالب این مسائل را وقتی در قیاس با هم نسلی های خودم می سنجم بیشتر برایم جای تعجب وسوال باقی می ماند...

شاید اگر بخواهم پاره ای از این مسائل را برشمارم با اعمال دقت نظر بسیار بخصوص در مقام یک معلم می توانم فهرست وار از موارد زیر یاد کنم:

1) جنبه علمی : بسیاری از نوجوانان امروزی بخصوص گروه سنی خاصی که هم اکنون مقطع دبیرستان را سپری می نمایند به لحاظ حجم وکمیت اطلاعات از شرایط مطلوبی برخوردارند که این مسئله به طور ویژه در مورد علوم جدید و روزآمد مشهودتر است اما متاسفانه در بسیاری از موارد عمق دانستنی های ایشان از نسل قبل به مراتب کمتر به نظر می آید این مورد به دلیل میزان کم مطالعه در بین نوجوانان امریست که حتی در روخوانی های ساده آنان در یک متن ویا طرز املای آنها ومطالب عمومی دیگر همچون نوشتن یک نامه ساده رسمی به وضوح قابل مشاهده است...

2)جنبه فرهنگی:در توضیح این جنبه از خصوصیات رفتاری نسل امروز نکته ای که در قیاس با نسل قبل می توان گفت تغییر برخی الگوهای رفتاری از جامعه سنتی به سوی جامعه مدرن است که هر چند به صورت تقریبی امر ناپسندی محسوب نمی شود اما هنگامی که پاره ای از این رفتارها در کنش ها و واکنشهای اجتماعی در نظر میاید به صورت نوعی ضد هنجار خود نمایی میکند مثال این مطلب را می توان در نوع رابطه نسل قبل با معلملنشان ونسل فعلی مشاهده نمود

3) جنبه اخلاقی : این جنبه را به طور خاص می توان در ارزیابی میزان پایبندی این نسل به قاعده ی زرین اخلاقی که می گوید  آنچه برای خود می پسندی برای دیگران نیز پسند مورد توجه قرار داد بسیاری از نوجوانهای امروزی به دلیل تغیر برخی الگوهای خاص رفتاری در خانواده کمتر مانندنوجوانان گذشته به فضایلی همچون قناعت ،مناعت طبع ،ایثار ،از خود گذشتگی و... مواردی از این دست توجه می نمایند وحتی به گونه ای از ابتدای سنین یادگیریهای رفتاری به برخی رفتارها مانند حسابگر بودن بین هزینه ها وفایده های احتمالی در انتخاب انواع خاصی از رفتارها بیشتر توجه می نمایند.

هرچند مطالبی را گفته شده نمیتوان به طور مطلق به همه نوجوانان این گروه سنی تعمیم داد اما مع السف بسیاری از آثار ونتایج این تغییرات که البته روی منفی شان قوی تر از سایر ابعاد خود را نشان می دهد امروزه در بسیاری از محیط های اجتماعی ما قابل رویتند محیط هایی که اهمیتشان زمانی آشکارتر می شود که به جای موثر بودن بر روی اجزا و اعضای خود از آن تاثیر می پذیرند،محیطهایی همچون دانشگاهها و سطوحی همچون سطوح تحصیلات عالی....



***
پانزدهم دی 90 ساعت 13 و 25 دقیقه و 29 ثانیه
سلام.خیلی وقت بود که به وبتون سر نزده بودم.دلم تنگ شده بود...ممنون از مطا لبتون...
وحید حلاج
سیزدهم دی 90 ساعت 18 و 28 دقیقه و 14 ثانیه
به نظر من دقیقا همین جاست که مسئله فهم ها مطرح می شود این که فهم ما از متون مقدس باید به شکلی باشد که با اخلاق مغایرت پیدا نکند و اگر ظاهر متنی حکمی غیر اخلاقی داشت باید به نفع اخلاق تفسیر شود مانند اتفاقی که در تاریخ تفسیر شیعه مثلا درباره جسمانیت خداوند افتاد و آیاتی که ظاهرا به جسمانیت خداوند دلالت می کرد ، تفسیر شد به دلیل این که از لحاظ فلسفی جسم داشتن خداوند محال بود با این حساب اگر ایه یا روایتی حکمی را صادر می کرد که مطابق اخلاق و فهم عرفی از اخلاق نبود حتما باید به نفع اخلاق تفسیر شود
پاسخ مریم کرداری : والبته از نظر من به ویژه در مسائل فقهی علاوه بر نیاز به تفسیر بسیاری احکام دقت در شرایط زمان ومقتضیات جوامع نیز میتواند راهگشا باشد...
سیزدهم دی 90 ساعت 18 و 27 دقیقه و 29 ثانیه
به نظر من دقیقا همین جاست که مسئله فهم ها مطرح می شود این که فهم ما از متون مقدس باید به شکلی باشد که با اخلاق مغایرت پیدا نکند و اگر ظاهر متنی حکمی غیر اخلاقی داشت باید به نفع اخلاق تفسیر شود مانند اتفاقی که در تاریخ تفسیر شیعه مثلا درباره جسمانیت خداوند افتاد و آیاتی که ظاهرا به جسمانیت خداوند دلالت می کرد ، تفسیر شد به دلیل این که از لحاظ فلسفی جسم داشتن خداوند محال بود با این حساب اگر ایه یا روایتی حکمی را صادر می کرد که مطابق اخلاق و فهم عرفی از اخلاق نبود حتما باید به نفع اخلاق تفسیر شود
ارزیاب
یازدهم دی 90 ساعت 20 و 02 دقیقه و 19 ثانیه
سلام
خدمت اقای حلاج
نکات جالبی گفتید خصوصا این تفکیک مقام ثبوت و اثبات
به نظرم هم مساله از انجا سخت می شود که نوع الهیات ما الهیات خاصی است وقتی واجب الوجود مستکمل جمیع صفات جلالیه و جمالیه شد آن وقت دیگر اساسا احتمال خلاف اخلاق و ..در مورد خداوند محال است
در واقع نوعی اشعری گری پنهان

وحید حلاج
هفتم دی 90 ساعت 21 و 26 دقیقه و 09 ثانیه
من با جناب ارزیاب موافقم البته غالب شیعیان نه مانند معتزله به حسن و قبح عقلی معتقد بودند و نه مانند اشاعره به حسن و قبح شرعی، بلکه نظری بین این دو داشتند اما نکته بسیار مهمی این جا وجود دارد انطور که به نظر می آید علمای شیعه ( گرچه خودشان هم ابراز نکنند ) به تقدم اخلاق بر دین در مقام "ثبوت" اعتقاد دارند و نه در مقام "اثبات" به بیان ساده تر ان ها معتقدند که خداوند هیچ گاه کار غیر اخلاقی نمی کند و محال است که خداوند کار غیر اخلاقی بنماید ( مقام ثبوت ) اما ایا این عقیده چه نتیجه ای داشته است؟ تقریبا می شود گفت که نتیجه مستحصلی نداشته برای این که فقها نیامده اند در مقام کشف مقصود شارع، اخلاق را مقدم بدارند یعنی آن ها اخلاقی را که عقل عرفی بشر ( common sense ) میفهمید ملاکی مستقل برای ارزیابی احکام شرعی قرار ندادند بلکه تنها تلاششان این بود که مقصود شارع را از متون مقدس در یابند و وقتی می توانستند این احکام را به روش های مختلف در یابند آن گاه آن احکام را ملاک عمل قرار می دادند فقها و علمای شیعه، به طور پیشینی پذیرفته بودند که خداوند عمل غیر اخلاقی انجام نمی دهد و حکم به امر غیر اخلاقی نمی نماید و بنابراین اگر می توانستند مقصود شارع را از متون مقدس دریابند آن گاه نتیجه می گرفتند که این احکام حتما اخلاقی هم هست به دلیل آن که خداوند محال است امر به غیر اخلاق بنماید و وقتی مقصود شارع ( به روش هایی که در علم اصول اورده شده است ) در یافته می شد مشکلی از لحاظ اخلاق وجود نداشت. با این همه اگر ما اخلاق را مقدم بر دین بدانیم ( در مقام اثبات) ناگزیریم که اخلاق را به صورت مستقل به حساب اورده و ملاکی برای کشف یا فهم احکام دینی قرار دهیم و بنا براین بسیاری از احکام فقه سنتی که مغایر با اخلاق عقل عرفی جامعه کنونی است ( مثلا سنگسار ) باید کنار گذاشته شود
پاسخ مریم کرداری : موافقم...
ارزیاب
هفتم دی 90 ساعت 18 و 54 دقیقه و 20 ثانیه
آقای حلاج بحث خوبی را پیش کشیدند فقط یه نکته تکمیلی عرض کنم اینکه:
در عالم تشیع و در اندیشه عدلیه ما حتی مدل هایی برای این قضیه که اخلاق مقدم بر دین هست
همین که طرح می شود حسن و قبح عقلی است و شرعی نیست یعنی همین معنی که برای درک خیلی از معانی ما مستقل از دین هستیم مثلا اینکه عدالت حسن است و ظلم قبیح و می توان خیلی از ارزشها و مفاهیم را مستقل از دین (متقدم بر دین) فهمید
در مقابل این اندیشه اشعری ها هستند که قائلند حسن و قبح شرعی است یعنی اگر در دین ناعدالتی هم مطرح شود خوب است چرا چون خوبی و بدی را خدا باید به ما بگوید و ما مستقلا نمی توانیم خوبی و بدی را بفهمیم
به نظرم رگه هایی از تقدم اخلاق بر دین در تشیع و اندیشه عدلیه وجود داره
وحید حلاج
ششم دی 90 ساعت 23 و 18 دقیقه و 53 ثانیه
سلام البته نظر گذاشتن من کار چندانی نیست، مطالب شما مطالب خوبیند؛ اما این که گفتین چرا تعجب کردم خب معلومه دیگه جناب ارزیاب طلبه هستند و بنابراین برای من تعجب آور بود که به تقدم اخلاق بر دین معتقد باشند اما شما هم تا جایی که من فهمیده بودم از گرایش های نو اندیشانه به دین دور شده بودین اما این که به تقدم اخلاق به دین عقیده دارین گام مهمی رو به جلوست. ولی خدا کنه اگه توی این راه پا گذاشتید از طوفان ها نترسین و اخلاق رو فدای دین نکنین چون عقیده داشتن به تقدم اخلاق بر دین، پیامدهای بسیار مهم و سنگینی داره من اکیدا پیشنهاد می کنم کتاب " اخلاق دین شناسی " دکتر ابوالقاسم فنایی رو که نشر نگاه معاصر منتشر کرده بخونین کتابش یکم قطوره و شاید هم خسته کننده باشه ولی کتاب بسیار مهمیه خود من هنوز تا حدود 70 صفحه اش رو بیشتر نخوندم البته در فرصت مناسب حتما می خونمش. به هر حال اگه به تقدم اخلاق بر دین معتقد باشید باید بسیاری از احکام فقهی سنتی رو به کنار بگذارید و این احتیاج به جهد عظیم داره و از همین رو هم بود که من تا اندازه ای تعجب کردم امیدوارم که باب گفتگو در این باره باز بشه تا بتونیم به نتایجی برسیم
پاسخ مریم کرداری : شاید علت پیشرفتم در این زمینه اینکه عموما به مطالب فلسفه اخلاق علاقه مندم ودرباره اش کمی بیشتر خوندم شاید اگر در مورد مابقی مسائل هم که کمی نواندیشی می طلبند قدری مطالعه ام را بیشتر کنم بتوانم بیش از حالا به جلو حرکت کنم هرچند درست اینجور وقتها می شه که در بین علایقم سرگردان می مونم بین علومی که بهشون علاقه مندم ورشته دانشگاهیم...
وحید حلاج
چهارم دی 90 ساعت 22 و 31 دقیقه و 17 ثانیه
موافقم با نظر شما توی این مطلب؛ راستی خانم کرداری نظر شما رو توی وبلاگ دوست خوبم دیدم و از قسمتی که گفتید اخلاق مقدم بر دینه واقعا لذت بردم از این که دیدم هم شما و هم جناب ارزیاب قائل به تقدم اخلاق بر دین هستین هم یکم تعجب کردم هم واقعا خوشحال شدم
پاسخ مریم کرداری : سلام خیلی ممنونم از اینکه نظراتتون رو برام می نویسید. حالا چرا تعجب کردید؟
ارزیاب
چهارم دی 90 ساعت 15 و 59 دقیقه و 25 ثانیه
سلام
اساسا هر چه جلوتر می رویم پیشرفت بیشتر می شود ولی تعالی و امید کمتر
ارمغان دنیای مدرن و دنیای جدید پیشرفت است و توسعه ولی در عین حال امید و تعالی از اجزای مغفول این دنیا هستند
به خاطر همین هم نه تنها نوجوان هایی که اشاره فرمودید بلکه در نگاهی کلی تر همانها که تا دیروز قانع و ساده بودند امروز حریص و تجملگرا شدند
پاسخ مریم کرداری : سلام بله همین طوره بخصوص که هرچه هم که جلوتر می رویم انگار احساسه نیاز به همین اصول مغفول برای بشر پر رنگتر جلوه می کنه...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر