تبلیغات
بالی برای پرواز - به من بگویید روشنفکر!

بالی برای پرواز

لاَ یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اكْتَسَبَتْ

 

به من بگویید روشنفکر!

 

نوع مطلب :این روزهای خاکستری (زندگی اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی) ،

نوشته شده توسط:مریم کرداری

یک نفری یک ایمیلی برایم زده بود توش چندین تا پرنده بودند که همه روی یک پرچین رو به سمت راست نشسته بودند انوقت یکی از این پرنده ها پیدا شده بود دقیق برعکس همه انهای دیگر رو به سمت چپ نشسته بود حالا از همه جالبتر اسمی بود که برای عکس مذکور گذاشته بودند، اسمش بود روشنفکر! وگویی همین قصه است(یا شاید هم غصه)، واقعا نمی دانم چه طور ولی هرکه می خواسته از روز ازل تا به امروز بگوید روشنفکراست به این فکر افتاده که اگر هرچه تا حالا دیگران ریسیده اند را پنبه کند انوقت می شود روشنفکر،جالبتر اینکه در بیشتر اوقات هم روشنفکر مورد نظرفقط  ژست روشنفکری را بلد است بنده ی خدا، حالا همه اینا به جهنم وهمه جای دنیا را هم بی خیال، هیچ چیز اسفناک تر از این جریان روشنفکری در ایران خودمان نیست، که تا الا به لا می شود این جریانه را وصل می کنند به دین، به قول دوستی؛ آی روشنفکر، تورا به خدایی که می پرستی دست به هرچی می زنی بزن الا به همین دین، خرابش می کنی خراب...



bache haye sevom
چهاردهم مهر 90 ساعت 12 و 33 دقیقه و 29 ثانیه
barayi adamayi ke to in dore zamone ghasde kharab kardane hame chio daran din che ahamiyati dare?????????????????????????????
پاسخ مریم کرداری : با شما موافقم.
اصلاح طلب
ششم مهر 90 ساعت 00 و 55 دقیقه و 40 ثانیه
چهارم: این که چرا من کمتر درباره دین می نویسم این کار دو دلیل عمده دارد الف: من امر دین را بسیار عظیم می دانم و بنابر این به خودم به راحتی اجازه نمی دهم که درباره دین سخن بگویم هنوز آنقدر نمی دانم و هنوز آنقدر نمی فهمم که نظرات قوی و قابل استناد درباره دین بدهم و البته سعی می کنم درباره مقولات دینی از نگاه ژورنالیستی و بعضا ساده اندیشانه اجتناب کنم ب: دلیل دیگر آن که متاسفانه در ایران حکومت فقهی حاکم است و رویه فقها آن بوده است که در پی قرائت رسمی از دین باشند و قرائت دیگر از دین را تا حد امکان نپذیرند و بازهم متاسفانه رویه نامبارک دیگر هم در این چند ساله اتفاق افتاده که اگر کسی درباره دین، در وبلاگی یا سایتی، "دیگر گونه" بنویسد کمترین مجازاتش فیلتر کردن وبلاگش باشد و من نمی خواهم که وبلاگم مشمول فیلترینگ بشود ( فکر می کنم در این مورد به قدر کافی اشاره کردم شما خود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل) با این حال نمود من در فضای وب به هیچ عنوان نمایانگر تمام دغدغه هایم نیست من با برخی از دوستان نزدیک و همدلم ( که هیچ کدام هم از محیط دانشکده نیستند) گاهی که کنار هم می نشینیم مهمترین سخنانمان پیرامون مباحث دینی است و بعضا جلساتی هم داشته ایم مثلا چندین جلسه درباره هرمنوتیک بحث و گفتگو می کردیم یا دوره درباره رابطه اخلاق و دین گفتگو داشتیم و برنامه جدیدمان هم به امید خدا، خوادن گروهی کتاب " عقل و اعتقاد دینی " اثر مایکل پترسون است. اما با این همه، حداقل به باور خودم، سعی می کنم که تنها بنده حقیقت باشم ونه بنده هیچ دین و مکتب و مرام و ایسمی و البته این کار بسیار بسیار بسیار دشوار است
پاسخ مریم کرداری : از شما بسیار بسیار بسیار ممنونم به علت احترام ووقتی که برای این وب نوشت وبنده قائل شدید امیدوارم در همه زمینه ها موفق باشید.منتظرنظرات بعدی شما هستم.
اصلاح طلب
ششم مهر 90 ساعت 00 و 41 دقیقه و 16 ثانیه
دکتر سروش به گواهی بسیاری از اهل فن ( من جمله دکتر هومن پناهنده استاد فلسفه تحلیلی ، و حتی خود ملکیان در درس گفتارهایی که در اواخر دهه هفتاد درباهر جریانهای روشنفکری ایران داشتند) انسانی بسیار تیزهوش، پرحافظه، پرمطالعه و دارای نبوغ فلسفی است بگذارید که مثالی از حافظه قوی دکتر سروش بزنم: محمد علی جمالزاده داستانی دارد به نام " فارسی شکر است" احتمالا این داستان را خوانده اید من این داستان را حدود 10 سال پیش خوانده بودم و تنها کلیت ان داستان در خاطرم هست جند وقت پیش داشتم یک سخنرانی از دکتر سروش گوش می کردم در لابلای سخن از این داستان هم صحبت کرد و گفت که در جوانی این داستان را خوانده است تقریبا 40 سال پیش، جالب اینجا بود که سروش بعد از حدود چهل سال برخی از عبارات آن داستان را از حفظ می خواند در حالی که شخصی مثل من که حدود 10 سال پیش خوانده بودمش هیچ چیز از جزئیات آن یادم نبود... فکر می کنم که بارها گفته ام من از لحاظ فکری بسیار متاثر از ملکیان هستم و کمتر از سروش یا شبستری تاثیر پذیرفته ام اما با این همه این سخن شما که دکتر سروش "ژست روشنفکری" می گیرد واقعا برای من سنگین بود و وظیفه خود دانستم که چند خطی در دفاع از سروش بگویم
اصلاح طلب
ششم مهر 90 ساعت 00 و 21 دقیقه و 24 ثانیه
سوم: در باره دکتر سروش گفتید و این که ژست روشنفکری می گیرد ببینید شما ممکن است با نظرات سروش موافق باشید یا مخالف اما نبوغ و تاثیرگذاری دکتر سروش قابل انکار نیست بسیاری از مفاهیمی که الان در جامعه ما از سوی سنتی ترین دینداران بیان می شود نظرات دکتر سروش بود مثلا در حال حاضر ایت الله جوادی آملی از جدا کردن دین و معرفت دینی از هم سخن می گوید این نظر را دکتر سروش سال ها قبل گفته بود و بسیاری از بزرگان حوزه انواع برچسب ها به دکتر سروش زدند مثل همین برچسبی که شما به ایشان می زنید و برچسب هایی به مراتب بدتر از این؛ یا مثلا وقتی مجتهد شبستری مبحث "هرمنوتیک " را نوشت بسیاری از بزرگان حوزه همچون ایت الله سبحانی و ایت الله مکارم سخن ها بر علیه هرمنوتیک گفتند و حتی آقای سبحانی کتاب هم بر علیه هرمنوتیک نوشت اما در حال حاضر بدنه حوزه مبحث هرمنوتیک را جدی می گیرد و کسانی همچون احمد واعظی که از شاگردان اقای مصباح است کتابی در شرح مکاتب مختلف هرمنوتیکی می نویسد. به دکتر سروش بر میگردم شما دو مقاله از دکتر سروش آوردید و گفتید که ژست روشنفکری می گیرد و در بند ایسم های غربی است من مقاله "صراط های مستقیم" را خواندم و منظور شما را نفهمیدم بذارید واضح بگویم این که شما می گوئید که روشنفکری چون سروش بیشتر دغدغه مکاتب غربی را دارد تا دغدغه دین؛ اصلا روشنفکران دینی جدید دغدغه دین به معنای هویت جداگانه را ندارند آن ها اگر هم به دین می پردازند به خاطر انسان است نه به خاطر خود دین؛ شما گفتید که به سخنان ملکیان معتقدید حتما باید این سخن بسیار معروف ملکیان را شنیده یا خوانده باشید آنجا که می گوید: «من نه دل‌نگران سنّتم، نه دل‌نگران تجدّد، نه دل‌نگران تمدّن، نه دل‌نگران فرهنگ و نه دل‌نگران هیچ امر انتزاعی از این قبیل. من دل نگران انسان‌های گوشت‌وخون‌داری هستم که می‌آیند، رنج می‌برند و می‌روند»بازهم می گویم و تاکید می کنم که روشنفکران دینی و من جمله دکتر سروش بسیار دیندار هستند و دکتر سروش به شخصه بسیار انسان متعبد و متهجدی است اما با این حال نباید توقع دینداری سنتی یا سنت گرا یا بنیادگرا را از روشنفکران دینی داشت
اصلاح طلب
ششم مهر 90 ساعت 00 و 05 دقیقه و 29 ثانیه
سلام
برای این که منصفانه قضاوت کرده باشم مقاله "صراط های مستقیم" دکتر سروش را خواندم و همینطور مطلب " آی روشنفکر " از وبلاگ Zhgh به مقاله " ذاتی و عرضی دین " دکتر سروش هم دسترسی نداشتم گرچه ادب بحث حکم می کرد که آن را هم بخوانم به هر حال امیدوارم که گفتگویی که صورت گرفته موجب ملال نباشد که اگر اینطور باشد بگوئید تا گفتگو را خاتمه دهیم اما پاسخ به نقد های شما:
یکم:من دغدغه دین داران را می فهمم و غیرت دینیشان را درک می کنم اما متاسفانه دین داران در حوزه دینشان کمتر تاب نقد را دارند و تا پای نقد به میان می اید غلیان احساسات در ا« ها شدت می گیرد ( خود من هم چندان از این قاعده مستثنی نیستم ) متاسفانه در مطلب وبلاگ قدیانی هیچ برهانی و هیچ دلیلی ندیدم تنها غلیان احساسات یک آدم دیندار و مذهبی بود و نه چیزی بیشتر و من خواننده نفهمیدم که موضوع نمایشنامه چه بوده؟ منظور از روشنفکر چیست؟ چرا روشنفکران دین را خراب می کنند؟ و اصلا چرا نباید روشنفکران به دین دست بزنند؟ چون هیچ دلیلی در آن مطلب ندیدم پس نمی توانم ادعای ایشان را بفهمم آن تصویر کذائی را هم مدت ها قبل دیده بودم ( دقیقا یادم نیست که برایم میل شده بود یا جایی دیگر دیده بودم) و طبعا چون تمام واقعیت نبود نمی توانست مستند مطلبی قرار بگیرد دوم: دوست ندارم بحث لینک شدن و یا لینک نشدن بیش از این ادامه پیدا کند مطمئنا اگر شما دوست داشتید که وبلاگ من را لینک کنید حاجتی به شرط گذاشتن و گفتن من نبود
اصلاح طلب
دوم مهر 90 ساعت 00 و 23 دقیقه و 52 ثانیه
.... علاوه بر اون این که در چند خط یک جریان فکری بزرگ رو معرفی کنیم و بعد هم درباره اش قضاوت کنیم و حکم صادر کنیم اصلاکار اخلاقی نیست در مورد مطالب دیگر این وبلاگ هم ادامه نمی دم گرچه بسیاری رو شایسته نقد می دونم ... اما در مورد مطلب آخری که گفتید و این که چرا با اجازه لینکتون کردم و بی اجازه بر داشتمش. البته شاید گفتنش صحیح نباشه و من هم قصد گفتن نداشتم ولی چون خودتون اشاره کردید می گم. ببینید روال کار من در این وبلاگ به غیر از مواردی که استثنا بودند این بوده که وقتی وبلاگی رو لینک می کردم دوست داشتم که وبلاگ من هم لینک بشه چند وقتی منتظر می موندم اگر وبلاگ من لینک نمیشد من هم اون لینک رو حذف می کردم در مورد وبلاگ شما هم این اتفاق افتاد من شاید بیشتر از یک ماه صبر کردم ولی وقتی شما عمل متقابلی انجام ندادید من هم وبلاگ شما رو حذف کردم و البته این کار رو غیر اخلاقی نمی دونم. از اطاله کلام عذر می خوام. با آرزوی موفقیت
پاسخ مریم کرداری : سلام ، بگذارید هرکدام از کامنت ها رو در ذیل خودش جواب بدم .اول از همه آخری؛) بله من قبول دارم که یک جریان فکری بزرگ رو نمی شه در چند خط معرفی کرد وبعد در موردش قضاوت کرد من هم نخواستم که این کار رو بکنم مبنای نظرم هم در این پست چنانچه در خودش قید شده یک تصویر بود که برای من میل شده بود وبعد نوشته ی خانم زهرا قدیانی در مورد نمایش سنگ وسبو که من در دنبالکها آوردمش اما اگر چنانچه به مخاطب القا شده که من خواستم قضاوتی بکنم باید پوزش بخوام چون اصلا در چنین مقامی نیستم. دو) درمورد اینکه لینک بنده را حذف کردید من نمی دونستم لینک شدن به وبلاگ شما مشروط هست وگرنه شرطش را بجا می آوردم ...
اصلاح طلب
دوم مهر 90 ساعت 00 و 18 دقیقه و 48 ثانیه
... ج) محمد مجتهد شبستری: مجتهد شبستری سال های طولانی بر روی هرمنوتیک و فهم متون دینی کار کرده بود اما اگر سخنرانی چند ماه پیش ایشون رو با عنوان " مروشنفکری دینی" شنیده باشید خودش میگه که من از این مرحله عبور کردم و دین رو یافتن معنا در زندگی انسانی می دونم. واقعیتش اینه که من این سخنرانی رو دوبار با دقت گوش کردم ولی چیز زیادی ازش نفهمیدم ولی چیزی که می تونم بگم این که توی سیر فکری شبستری اتفاق بزرگی افتاده و مسیر جدیدی در روشنفکری دینی باز شده.
ببینید خانم کرداری من این چند مورد رو به عنوان مثال آوردم تا بهتون نشون بدم که الان روشنفکری دینی در وادی دیگری قدم می زنه و دیگه مثل زمان شریعتی نیست که از اسلام بخواد سوسیالیسم استخراج کنه یا این که به متن اصیل اسلام برگرده و همه چی رو در سرچشمه اسلام 1400 سال پیش جستجو کنه؛ ممکنه شما با این سیر مخالف باشید یا موافق اما من می خوام بگم که همه این ها در ذیل مجموعه روشن فکری دینی می گنجه و به خاطر همین هم هست که من خودم رو شاگرد مدرسه روشنفکری دینی می دونم اون هم از نوع جدیدش و نه از نوع کسانی مثل دکتر شریعتی؛ البته این به این معنا نیست که من به تمامه سخنان این بزرگواران رو قوبل داشته باشم ولی به هر حال در پروزه و مجموعه فکری اون ها نفس می کشم بنابراین این که شما ادعا می کنید من از قید "دینی " دور شدم البته نیازمند مستندات و دلایله که من مشتاقم بشنوم. اما در مرود این که گفتم که از مطالب شما بوی تهمت و افترا و شاده اندیشی میآد ببینید من تا جایی که شما رو می شناسم / می شناختم البته چون مدت هاست که شما رو ندیدم بنابراین شناخت من مربوط به گذشته است بدون رودربایستی بگم شما رو خیلی روشن تر و خوش فکر تر از مطالبی که در وبلاگتون می نویسید می دونستم ببینید مطلبی که شما رو درباره روشنفکری توی این پست نوشتید آدم رو یاد سخنرانی رحیم پور ازغدی یا حسن عباسی می اندازه که متاسفانه شناخت کم و مغلوطی از فرهنگ غرب دارند و خیلی راحت و نامنصفانه هم قضاوت می کنند. این مطالبی که درباره روشنفکری نوشتید توهنی به روشنفکران بزرگی چون : سروش، ملکیان، بابک احمدی، خشایار دیهیمی، محسن کدیور، مجتهد شبستری و بسیاری دیگر از این بزرگانه و به نظر من شایسته انسان محترمی چون شما نیست
پاسخ مریم کرداری : سه)بسیار ممنونم از اینهمه حوصله ای که کردید ووقتی که گذاشتید تا از احوال این آقایان بنده را مطلع کنید بسیار استفاده کردم والبته قبول دارم که حالا جریان روشنفکری قدم در مسیر دیگری گذاشته که این خودش جای بحث داره اما چنانچه دقت کرده باشید من هم در پستم این نکته را قید کردم که طول تاریخ جریان روشنفکری برام مسئله هست حقیقتش مدتی هست که مطالب ومقالاتی رو از برخی ازاین حضرات مطالعه می کنم بخصوص جناب سروش(مثل مقاله صراط های مستقیم ویامقاله ذاتی وعرضی ادیان) وواقعا هرچه می گذره دقیقا به همون مطلبی پی می برم که در پستم بهش اشاره کردم "ژست روشنفکری " یا به قولی روشنفکری توخالی وگمانم اینکه ایشان بیشتر درگیر ایسمهای وایدئولوژیهای جهان مدرن غربی شدند تا دغدغه دین داشته باشند پس ابدا قصد توهین نداشتم بخصوص که هنوز به آراء برخی از این یزرگان معتقدم مثل ملکیان بنابراین مجموعا میتونم بگم که دیگر چندیست که "شخصا"همه ی این افراد را در غالب یک جریان تعریف نمیکنم چهارم) در مورد اینکه شبیه رحیم پور ازغدی وآن دیگری شدم جدا برای خودم متاسفم هرچند که گمان خودم این نیست.
اصلاح طلب
دوم مهر 90 ساعت 00 و 07 دقیقه و 17 ثانیه
.... خب حالا بیایم ببینیم که این ها چه صفت مشخصه ای داشتند که بهشون روشنفکر دینی می گفتند تمام این افراد انسان هایی دیندار، متعبد، و احتمالا متهجدی بودند بعضی از این افراد نمازهای طولانی و نماز شب ها می خونند و می خوندند ( من اینها رو از دوستانی شنیده ام) و علاوه بر این این افراد در حوزه روشنفکریشون با دین سر وکار داشتند و نکته دیگه این که از دیدگاه مدرن به دین نگاه می کردند و دین سنتی رو نقد می کردند اما بیایم ببینیم پروژه فکری برخی از این افراد به کجا کشید الف: مرحوم بازرگان: در اواخر عمرش مقاله "آخرت و خدا؛ هدف بعثت انبیا" رو نوشت و با این مقاله چرخشی عظیم در نظریات قبلی خودش ایجاد کرد و هدف از دین رو آخرت و خدا می دونست و تقریبا منکر حکومت دینی به معنای مصطلحش شد ب) محسن کدیور: آخرین مصاحبه محسن کدیور رو اگر بخونید یا خونده باشید؛ سوالی درباره پلورالیزم از ایشون میشه و کدیور میگه که من به کثرت گرایی معتقد نیستم بلکه من یک "شمول گرا" هستم. شمول گراها کسانی هستند که دین حق رو یکی و راه حق رو هم یکی می دونند ولی با این حال رحمت خداوند رو متجلی در همه ادیان می دونند و معتقدند که افراد از دین های دیگه هم می تونند رستگار بشند البته این رستگاری درجات مختلف داره مثلا یک مسحی اگر اخلاقی عمل کنه یا طبق شریعت خودش رفتار کنه در صورتی که هنوز به حقانیت اسلام اگاهی نیافته باشه رستگار خواهد شد...
اصلاح طلب
یکم مهر 90 ساعت 23 و 20 دقیقه و 16 ثانیه
با سلام دوباره
بله من تغییر کردم نگرشم نسبت به مسائل پیرامون متفاوت از گذشته شده البته از لحاظ انجام فرایض دینی با این که هنوز هم بسیاری از فرایض رو انجام می دم و مسائل رو رعایت می کنم اما از این که در برخی از موارد سهل انگارتر شدم، ناراحتم و به امید خداوند این عیب رو برطرف خواهم کرد اما این مسئله مربوط به رابطه من با خداونده اما در حوزه روشنفکری که شما فرمودید دوست دارم که بدونم دلایل و مستندات شما درباره اینکه من به سمت " روشنفکر"ی متمایل شدم و از قید "دینی" دور شدم چیه. با این حال لازم دونستم که یک سری توضیحاتی رو درباره روشنفکری دینی بدم و بگم که چرا هنوز هم خودم رو یک روشنفکر دینی می دونم البته با کمال افتخار؛ ببینید تعاریف از روشنفکر دینی متفاوته اما اجمالا من تععریف ملکیان رو از روشنفکر و وظیفه روشنفکر می گم ( البته خود من ابهاماتی در این تعریف دارم اما به هرحال تعریف مناسبی به نظر می آد) ملکیان وظیفه روشنفکر رو " تقریر حقیقت و تقلیل مرارت" می دونه و عقیده داره که روشنفکر نباید به خوشایند و بدآیند مردم فکر کنه بلکه باید به صلاح مردم بیندیشه یعنی نباید بگه که مردم شما خوبید و کارهای شما بدون ایراده و مثلا دولت حاکمه بده یا دولت استعمارگر و قس علی هذا بلکه اگر دید که مردم مسری رو اشتباه می رن با شجاعت حرف خودش رو بزنه . اما در مورد قید یا صفت دینی ببینید اگر ما روشنفکران دینی رو بخوایم مشخصا نشون بدیم می تونیم از شریعتی، سروش، شبستری، کدیور، ملکیان ( به رغم این که خودش این مفهوم رو قبول نداره)،بازرگان، اشکوری، ابوالقاسم فنایی،سروش دباغ، علوی تبار،آرش نراقی نام ببریم البته اینها معروفترین ها بودند و کسان دیگری هم کمتر معروف و مشهورند ......
پاسخ مریم کرداری : پنجم)دلایل من در مورد تغییرات شما به دودسته قابل تقسیم اند اول مطالب وموضوعاتی که در وبلاگ خودتون خوندم ودوم نظرات و کامنتهایی که در این وبلاگ گذاشتید.به طور مثال نگاه شما به مقوله های خاصی مثل مرگ ویا چیزهای معنویی دیگه مثل تعریفی که از امور قدسی دارید و از طرفی خیلی از تفکرات که از سیاق نوشته هاتون حس می شه بیشتر رنگ بوی مکاتب ونهضتهای فکری غیر از اسلام رو داره به شکلی که به نظر میرسه بیشتر دغدغه هاتون رو شکل داده. هرچند که در اینجا نمی شه در موردش خیلی توضیح داد اما چون گفتید که یک روشنفکر دینی هستید شاید از یک روشنفکر دینی بشه این طور انتظار داشت که قدری بیشتر در مطالبش این رو نشون بده صراحتا بگم که من شخصا در وبلاگ شما کمتر دبدم پستی رو که مسئله ای از مسائل دین امروز رو تحلیل ویا گره ای ازش باز کنه. به هر صورت از تمام نظراتی که گذاشتید ممنونم والبته از نظراتی که بعد از این بگذارید بخصوص اگر انتقادی باشند. موفق وشاد باشید.
اصلاح طلب
بیست و نهم شهریور 90 ساعت 22 و 49 دقیقه و 55 ثانیه
سلام خانم کرداری من دیگه تفکرات شما رو نمی فهمم شما خیلی تغییر کردید یا حداقل به نظر من اینجور می آد؛ من قرار گذاشته بودم که در وبلاگ شما نظر انتقادی نگذارم هنوز هم پایبند همان قرار با خود هستم اما متاسفانه با مطالب شما همدلی ندارم یعنی نمی فهممشان مثل همین مطلب که معلوم نیست خطابتان به کیست اما من به شخصه و با افتخار خودم را یک روشنفکر دینی می دانم و اتفاقا وظیفه یک روشنفکر دینی را سر و کار داشتن با دین می دانم؛ در ضمن در مطالبتان جانب انصاف را هم لطفا رعایت کنید از برخی از مطالبتان بوی تهمت و افترا یا با نگاه خوشبینانه نوعی ساده اندیشی می اید. موفق باشید
پاسخ مریم کرداری : علیک سلام آقای حلاج ،اولا اتفاقا من هم نسبت به شما همین نظر رو دارم به خصوص درمورد تغییراتی که حس میکنم در شما پیدا شده، دوما به نظرمن شما هر قدر می گذره از واژه روشنفکر دینی به سمت قید روشنفکریش سوق پیدا می کنید تا به سمت گزاره دینیش "متاسفانه" البته برای این حرفم نشانه ها ودلایلی دارم که اگر خواستید خدمتتون می گم سوما بنده با نقد هیچ مشکلی ندارم واگر هم اینجور القا شده نا خواسته بوده و عذر تقصیر چهارما اگر مرتکب بی اخلاقی هایی که شما میگید شده ام نیاز دارم بدونم کی؟ وکجا؟ "حداقل در این وبلاگ" وپنجما به نظر می رسد کار فردی غیر اخلاقی ست که یک روز با اجازه وبلاگ آدم رو لینک می کند ویک روز بی اجازه و ناگهانی برش می دارد.شما هم موفق باشید.
زهرا قدیانی
بیست و نهم شهریور 90 ساعت 15 و 29 دقیقه و 17 ثانیه
ممنون مریم جان بابت لینک
پاسخ مریم کرداری : ممنون از شما زهرا خانوم به خاطر اینکه به من سر زدید وممنون به خاطر اینکه انقدر خوب، خوب می نویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.