تبلیغات
بالی برای پرواز - مجال پرواز...

بالی برای پرواز

لاَ یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اكْتَسَبَتْ

 

مجال پرواز...

 

نوع مطلب :صفحه ی سبز (زندگی معنوی)  ،

نوشته شده توسط:مریم کرداری

 ازخداکه پنهان نیست از شما چه پنهان قبل ترازاینها وقتی انگار تب تاب جوانی آدم بیشتر از خود جوانی احساس می شود، با رسیدن ماه رمضان غصه ام میگرفت ،مثل بچه ای بودم که از حال وهوای بازی های کودکانه اش به اجبار درش بیاورند ومثلا زورش کنند که بنشیند یک برنامه مذهبی ببیند، خلاصه با اینکه حال وهوای ماه رمضان را خیلی دوست داشتم اما از یکسری اعمالش گاهی خسته می شدم بخصوص در شبهای قدر. کمی که گذشت اما ،به قدری که حال دلم ونوع رابطه دوست داشتنی اش با خدا دستم بیاید دیگر دید گذشته ام تغییر کرد یا بهتر است بگویم حالا دوسه سالی می شود که از شروع ماه رمضان شوق عجیبی توی دلم موج میزند وجریانش این است که سعی کردم آنطور که دلم راضی تر است از پله های ماه رمضان بالا بروم ودست دوستی ام را به سوی خدا بلند کنم . مثلا هرروز فقط معنای دعاهایی که در ماه رمضان رویشان تاکید شده را میخوانم والبته سعی کرده ام که ترجمه های خوب دعاها را پیدا کنم چون بعضی ترجمه ها روانی لازم را ندارد بعلاوه بیشتر دعاهایی را که متنشان به لحاظ ادبی به دلم می نشیند انتخاب میکنم  ویا اینکه بجای خواندن یک جزء کامل عربی قرآن فقط معنای آیات را میخوانم آنهم فقط مقداری که بتوانم ،درشبهای قدر هم معمولا تا پاسی از شب درخانه میمانم واحساسم را برای خدا مینویسم وبرای انتهای مراسم احیا به مسجد میروم. به غیر از اعمال این چنینی که برای هر مسلمانی در ماه رمضان آشناست وهرکس میتواند شیوه خودش را داشته باشد، شوق محیا کردن سفره های افطار وسحر را با هیچ چیز نمیتوانم قیاس کنم، بهترین حالی که میتوانی حس کنی وقتی ست که از تلاش تو، دیگران وعزیزانی که دوستشان داری احساس لذت وآرامش میکنند، اینطوروقتها احساس میکنم یک دلیل خدا برای دعوت از بنده هایش در این ماه حس دوست داشتنی ست که بین آنها تقویت میشود این را حتی میتوانی در چهره های مردم کوچه وبازار هم حس کنی .به هر روی مهم این است که ماه رمضان برای من بهترین فرصت برای بیرون آمدن از روزمرگی هایی ست که هریک ازما ممکن است بدون اینکه بخواهیم دچارش شویم. وبهترین مجال برای زدودن غبارها از بالهای پروازمان...



درخت
سیزدهم مرداد 90 ساعت 10 و 43 دقیقه و 42 ثانیه
من مست و تو دیوانه مارا که برد خانه
صدبار تورا گفتم کم خور دوسه پیمانه
پاسخ مریم کرداری : متوجه منظورتون نمی شم؟!