بالی برای پرواز
لاَ یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اكْتَسَبَتْ  
نویسندگان

این روزها به یک موضوعی خیلی فکرمی کنم وآن این است که چرا هرچه بیشتر می گذرد برتعداد آدمهایی که دچار امروزها وفرداها می شوند افزوده می شود حتی آدمهایی که می توانند از هرجنبه تاثیر گذار باشند هم به نوعی به همین موضوع مبتلا شده اند به خصوص انگار نوعی حس رقابت وجود دارد بین آدمها که البته ازقبل افزون تر است ،نوعی حس رقابت که تنها برای به رخ کشیدن بعضی چیزهاست نه برای نفس خود آن ها .حتی مسئله ای مانند ادامه تحصیل وراه یابی به تحصیلات تکمیلی هم ازاین موضوع مستثنی نیست ..جالبتر اینکه شاید تا زمانی نه چندان دورتر تنها قشر خاصی از جامعه با این قبیل مسائل دست به گریبان بودند اما امروز تقریبا در تمام سطوح این مطلب دیده می شود که نوعی حس خودنمایی عارض شده است واین البته به تمام  زمینه ها هم سرایت نموده است از ثروت ، قدرت ،علم ، ازدواج ، تشریفات و زیبایی گرفته تا مسائل اعتقادی و مذهبی ... در این بین سوالی که برایم مطرح است این است که آیا مردم در سایر کشورهای دنیا هم تا این حد با امور فرعی درگیرند؟




طبقه بندی: این روزهای خاکستری (زندگی اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی)،
[ بیست و پنجم خرداد 90 ] [ ساعت 23 و 15 دقیقه و 30 ثانیه ] [ مریم کرداری ]

من اگر موسیقی دان بودم !!

همیشه آهنگهایی سرشار از آرامش می ساختم تا ذره ای از خستگی های انسان مدرن کم کند . من اگر موسیقی دان بودم عزت و اقبال عمومی ام را از ساخته هایم می گرفتم تا از تعریف قدرتی یا صاحب قدرتی .من اگر موسیقی دان بودم برای ارزشهای فراموش شده انسانی نوا می ساختم وبرای وطنم که هزاران سال است از اصل خویش غریب افتاده است




طبقه بندی: صفحه ی فیروزه ای(زندگی شخصی)،
[ بیست و دوم خرداد 90 ] [ ساعت 19 و 16 دقیقه و 56 ثانیه ] [ مریم کرداری ]

 

آنوقتها که کوچکتر بودیم وقتی از بزرگتر ها می شنیدیم که میگفتند زمان خیلی زود می گذرد وچشم برهم بگذاری می آید ومی رود چندان اعتنایی نمی کردیم وانگار که مثلا ضرب المثلی گفته باشند این گوشمان در بود وگوش دیگر دروازه. اما نمی دانم حکایت گذشت سالهای عمر آدمی در چیست که هر چه بیشتر می گذرد بر سرعتش هم اضافه می شود . اینها را گفتم که ازیکی از بهترین دوره های زندگی ام بگویم چهار سال دانشگاه ام یا به قول بعضی ها دوره کارشناسی که هرچه اسمش باشد فرق نمیکند به نظرمن به هر روی از دوره های زیبای هر ادمی می تواند باشد اما به شرط از پیش توجه نمودن به چند نکته ،نکاتی که دیگر شده از مسائل گره خورده به فرهنگ واجتماع ایرانی جماعت البته شاید بهتر باشد قبلا از گفتن این نکات تکلیف خودم را با مخاطبم روشن کنم .روی این صحبت بیشتر با دختر خانمهاست ،دخترانی که :

اولا ٔ نمی توانند آرام بنشینند یعنی اولأ وبه ذات آدمهای اجتماعی و پرتکاپویی هستند .

دومأ از لحاظ مذهبی نه تنها آدمهای دگمی نیستند بلکه اتفاقا خیلی هم دغدغه مذهب دارنداما در همه عرصه ها حاضرمی شوند.

سومأ خود را یکی از اعضای جامعه شان می دانند نه چیزی بیشتر ونه چیزی کمتر یعنی نه مثل بعضی دخترها از دماغ فیل افتاده اند نه مثل بعضی دیگرشان ...

واما نکات :

یک) مادامیکه برقراری ارتباط اجتماعی با برقراری روابط از نوع دیگر اشتباه گرفته می شود سعی کنید جانب احتیاط را رعایت کنید تا به چیزهای نامربوط متهم نشوید.

دو ) همه را مثل خودتان نبینید این مطلب هم در مورد آقایان وهم در مورد خانمها صدق می کند چرا که خیلی از آنها حتی بک در صد هم مثل شما نمی اندیشند.

سه )همیشه وهمواره تنها وتنها برای درس ومسائل علمی اولویت قائل شوید وبه مسائل دیگر فقط در اوقات فراغتتان بپردازید .

چهار ) هدف اصلی شما از رفتن به دانشگاه از خیلی چیزهای ظاهری با اهمیتتر است چراکه معمولا آن قبیل چیزها که در نظر شما جایگاهی ماورائی می یابند ابدا در حقیقت آنگونه که می اندیشید نیستند.




طبقه بندی: این روزهای خاکستری (زندگی اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی)،
[ بیست و دوم خرداد 90 ] [ ساعت 18 و 19 دقیقه و 36 ثانیه ] [ مریم کرداری ]

حتما برای شما هم پیش آمده که به سایت یا وبلاگی مراجعه کرده باشید واحیانا برای مطلب یا پستی نظر ارسال نموده باشید در این صورت انتظار خواهید داشت که حتما نظر خود را بر روی صفحه مورد نظر بیابید یا گاها از سوی صاحب صفحه توقع پاسخ دارید این انتظار ابدأ مطلب نا به جایی نیست چرا که صفحات وب نوعی رسانه اند وبایتسی سعی در جلب نظر مخاطبان خود نمایند اما در برخی مواقع دیده می شود که سایتها یا وب نوشتهایی اقدام به حذف نظرات درج شده مخاطبان خود می نمایند این عمل به ویِژه برای آن دسته از نظراتی که کاملا جانب ادب را لحاظ نموده واز هرنوع مطلب سوئی عاری اند کاملا غیر اخلاقی به نظر می رسدوتنها در صورتی که صاحب صفحه ی مورد نظر به برخی موضوعات در زمینه ی کار در فضای مجازی اشراف نداشته و به  معنای بهتر بی تجربه باشد قابل توجیه است ...این طور نیست؟




[ هجدهم خرداد 90 ] [ ساعت 23 و 44 دقیقه و 26 ثانیه ] [ مریم کرداری ]

یادم می یاید چند سال پیش در یک برنامه ی تلوزیونی به اسم کوله پشتی که یک مجری مشهوری هم داشت شروع کردند مانور رفتن روی موضوعی که تا قبل از آن شاید یک مسئله ی معنوی و شخصی بود وآن موضوع پرداختن به اولین شب جمعه ماه رجب که نام زیبایی لیلة الرغائب برخود دارد بود... یا همین یک سال پیش مطرح نمودن جنجالی موضوع کنکور سراسری که خوب تا قبل از آن هم برگزار می شد اما نه این قدر در بوق وکرنا و... مسائلی از این دست ... اینهمه یعنی دست به گریبان هر موضوعی شدن از معنوی تا علمی که به مقتضای زمان وشرایط یتوانی مسائل مهمتر را از اذهان عمومی دور کنی ... که البته اصطلاح علمی اش  میشود روانشناسی رسانه وبه قول عامه می شود دور زدن ... به هر روی نه برای منحرف شدن از خیلی چیزهای مهم که این روزها دلشوره به جان ملت انداخته است بلکه بعکس برای دعا به حال کشور مان و نیز حرف دل با خدای مهربان که سنگ صبور همواره وهمیشه مان بوده است این پنج شنبه را فراموش نکنید شب آرزوها را...




طبقه بندی: صفحه ی سبز (زندگی معنوی) ،
[ هجدهم خرداد 90 ] [ ساعت 05 و 52 دقیقه و 01 ثانیه ] [ مریم کرداری ]

نقشه ی اولیه جهان که برای ساخت آن از تکنیک های نقشه کشی استفاده شده است. این نقشه توسط Ptolemy (تقریبا 100 تا 178 سال بعد از میلاد مسیح) تهیه گردیده است(Physical geography,2004)




طبقه بندی: جغرافیا، قلمرو بودن(زندگی علمی)،
[ یازدهم خرداد 90 ] [ ساعت 20 و 03 دقیقه و 51 ثانیه ] [ مریم کرداری ]

دم دمهای اذان است، همیشه اینطور وقتها دلم می گیردوتنها باصدای صوت قرآنی که قبل از اذان می شنوم آرام میشوم وبعد دلم میتپد برای یک جایی مثل حرم امام رضا (ع)  آنهم صحن انقلاب جایی روبروی گنبد وپنجره فولاد بایستی ونسیمی که می وزد تورا با خودش ببرد به اشک پیرزنی که دلش نمی آید خداحافظی کند وبه جایش از جایی در گوشه ی غریب دلش می گوید:

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا




طبقه بندی: صفحه ی سبز (زندگی معنوی) ،
[ یازدهم خرداد 90 ] [ ساعت 19 و 38 دقیقه و 58 ثانیه ] [ مریم کرداری ]
.: Weblog Themes By Posteh :.

درباره وبلاگ

وقتی میخوای با تمام وجودی که سرشار از استرسه از یک پرتگاه بپری همه چیز غیر قابل وصف میشه تا اینکه شروع به دویدن میکنی هیچ چیز از یک لحظه ی بعد نمیدونی ونفست در سینه حبس میشه اما درست یک ثانیه بعد تو آسمونی...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :