|
بالی برای پرواز لاَ یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اكْتَسَبَتْ درباره وبلاگ وقتی میخوای با تمام وجودی که سرشار از استرسه از یک پرتگاه بپری همه چیز غیر قابل وصف میشه تا اینکه شروع به دویدن میکنی هیچ چیز از یک لحظه ی بعد نمیدونی ونفست در سینه حبس میشه اما درست یک ثانیه بعد تو آسمونی... مدیر وبلاگ : مریم کرداری مطالب اخیر آرشیو وبلاگ نویسندگان بیست و دوم بهمن 90 :: نویسنده : مریم کرداری
خیلی چیزها بدیهی ست از گرانی وتورم تا همه ی آن چیزهایی که فکر کردن به آنها قلب وروح آدم را به عنوان یک ایرانی می رنجاند از تمام شکوه وتوانمندی سرزمینی متمدن را نادیده گرفتن تا بی شماری بی عدالتی ها ونابرابریها وخیلی چیزهای دیگر که ای کاش میشد همه شان را گفت....به اینها خیلی فکر میکنم ودرنهایتش فکر می کنم به اینکه خوشابحال عرصه هایی ناب وجوانمرد که رفتند وخیلی چیزها را ندیدند هرچند که بعید می دانم به گواه آیه ولا تحسبن الذین قتلوافی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون نبینند وغم نخورند گاهی آنقدر تمام این حسها در درونم تلنبار می شود که دیگر دلم سر ریز میکند وبدتر از آن اینکه نمی دانم چه می خواهد بشود ... در طول این دو سه سالی که خیلی اتفاقات در عرصه جامعه مان افتاده این حس را بارها تجربه کرده ام این حس دل سوختن را حسی که وقتی بهت دست می دهد که میبینی وبا همه شعورت می فهمی که دارند به همه شعورت توهین می کنند اما هیچ نمی توانی بگویی وآخریش همین دادگاه مضحک علنی بود که برای پرونده اختلاس بزرگی که البته ما این یکی را استثنا می دانیم برپا کردند وآقای میم الفه آبرومند را درآن محاکمه نمودند .... خیلی دلم سوخت برای همه چیزهای با ارزش دنیا از اخلاق واخلاق مداری تا انسان وانسانیت خیلی دلم سوخت برای آنها که برای خاطر آزادی آبروشان را فدا کردند تا اینکه امروز کسی حتی با خون مردم را خوردن و ابروی مردم را بردن هم بی آبرو نشود... همه ی اینها دلم را می سوزاند اما از طرف دیگر هم هیچ جور نمی توانم از حیثیت این آب وخاک بگذرم نمیتوانم به خودم بقبولانم که در این فضا صدایم را بیش ازاین بر سر بی عدالتی ها وتبعیض در حامعه ام بلند کنم از دشمن شاد شدن این سرزمین واین انقلاب می ترسم از گم کردن راه حق شهدا می ترسم می ترسم که اگر صدای انقلاب واسلام واقعی در میان جروبحث های داخلی کم رنگ شود قافیه را به آن کسی ببازیم که حالا حالا ها به این مردم وبه این سرزمین بدهکار است کسی که در میان فریادهای اسلام خواهی منطقه در کمین یک ثانیه غفلت های ما از ارزشها وآرمانهایمان نشسته است که هم چیز را برای خودش مصادره به مطلوب کند ودر این بین جالب است که تنها صدای انقلاب مردم سوریه به مضاقش خوش آمده است وگویی فریادها مظلومانه ی مردم بحرین برای گوشهای سنگینش کماکان سنگین است حالیکه مظلوم مظلوم است اما واضح است که این مظلوم در هرکجای دنیا که باشد از بحرین تا سوریه وحتی ایران مسلما احقاق حقش را به دستان ظالمان وطرفداران ظالمان که معلوم نیست چرا دلشان برای نمونه در جنگ ایران وعراق برای ایرانیان نسوخت نمیسپاریم، هرچند که همیشه برایم جای سوال بوده است ایرانیانی که به قول خودشان مخالف حکومت اند تا چه حد به مفاهیمی چوم تمامیت ارضی کشورشان علاقه مند بوده وبه جای سیاست بازی به مردمشان می اندیشند...؟ آزادی کشورشان را می خواهند یا وابستگی آن را؟ و استقلال خود و جامعه شان را جستجو میکنند یا اعمال نظر بیگانگان را می طلبند؟ نوع مطلب : این روزهای خاکستری (زندگی اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی)، برچسب ها : هجدهم بهمن 90 :: نویسنده : مریم کرداری
مخالف بودن، و با هرچیزی مخالف بودن، سرتا پای همه چیز را سیاسی دیدن و همه چیز را سیاسی فرض کردن، این روزها آدمهای زیادی را می بینم که اینگونه اند صرف نظر از اینکه تخصصشان ویا حتی شغل وحرفه ای که دارند متناسب باشد یا خیر، با هرچیزی از در مخالفت در میایند وفورا به آن برچسب سیاسی میزنند در این بین دست کم دو اتفاق حتمی ست یا معنای مخالفت دگرگون می شود به عبارتی مخالفت (و یا به قول نخبه های مخالفت کننده) انتقاد، دیگر از دایره ی انتقاد خارج می شود وبیشتر به اتهام زنی وتخریب نزدیک می شود ویا اگر مخالفت وانتقادی هم باشد که درخور وبه جاست آنقدر تکرار میشود و در هر زمینه ای مطرح می شود که خود به خود حنایش رنگ میبازد وارزشش را از دست می دهد واین یعنی همان اوضاعی که امروز در فضای جامعه مان به وفور میتوان دید، هرچند در سیاسی بودن بیش از حد جوامعی مانند ایران هیچ شکی نیست و قابل انکار هم نیست که این سیاسی بودن یا سیاسی شدن مردم تا حد زیادی به علت نواقص موجود در ساختار ویا نظام سیاسی کشور است اما در اینکه برخی مردمان ما نیز از نگاه عمیقی برای درک واقعی تر مسائل برخوردار نیستند نمی توان تردید داشت به طوری که گاهی حتی می شود برخی از این نگاه های سطحی را در فرهنگ های نهادینه شده ی آنها دید، در این ارتباط البته ارزش گذاری نمیکنم که سیاسی بودن جامعه خوب است یا بد است وابدا به مزایا ومعایب آن نمی پردازم اما چنین برمی آید که چنانچه نگاه سیاسی با اخلاق وانصاف همراه نباشد واز سوی دیگر نظام سیاسی نیز در بسیاری مسائل شفافیت لازم را درفضای کلی جامعه حاکم نکند بنابراین نمی توان چندان امیدوار بود که جامعه در مسیر درستی از پویایی وتوسعه سیاسی قرار بگیرد... نوع مطلب : این روزهای خاکستری (زندگی اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی)، برچسب ها : پانزدهم بهمن 90 :: نویسنده : مریم کرداری
یک هنری هست که چند وقتی ست با آن آشنا شدم و تنها علتی هم که با عث شده تا حالا خودداری کنم وبه سراغش نروم این است که منتظرم تا کنکورم را بدهم وبعدش بروم حسابی در آن غرق شوم، هنری بسیار زیبا دراماتیک ودر عین حال منطقی ست که با نام pachwork در سراسر دنیا شناخته میشود و مبنایش را تکه پارچه های هندسی وزیبایی تشکیل می دهند که بعدش قرار است با نظر هنرمند یک شکل معنا دار والبته به درد بخور تبدیل شوند اما نکته ای که شاید به درد شما هم بخورد این است که از امروز گروهی که از طریق آنها با این هنر آشنا شدم در فرهنگسرای اندیشه نمایشگاهی از آثار خود را دایر نموده اند این نمایشگاه که با نام گروه سنجاقک برگزار شده است تا بیست وششم بهمن ماه در فرهنگسرای اندیشه واقع در خیابان دکتر شریعتی نرسیده به پل سید خندان دایر میباشد... نوع مطلب : صفحه ی فیروزه ای(زندگی شخصی)، برچسب ها : پانزدهم بهمن 90 :: نویسنده : مریم کرداری
از ایران دو عارضه جغرافیایی اش را خیلی دوست می دارم،دوست داشتنی به وسعت تمام حسی که می شود اسمش را دوست داشتن نهاد یکی قله کوه دماوند است ودیگری خلیج فارس،خلیج تا ابد فارس،اینها را امروز سر کلاس به بچه ها گفتم به مناسب مبحثی که در عناوین درسی شان در خصوص این پهنه ی ایرانی باشکوه آمده بود وتمام حسم را از اولین باری که خلیج فارس را دیدم برایشان گفتم از اینکه وقتی از پنجره هواپیما نگاه می کنی وبعد از گستره های پر فراز ونشیبی از خاکهای قهوه ای رنگ یکباره چشمت می افتد به یک آبی فیروزه ای شفاف که با سخاوت ساحل مرجانی زیبایش را با رنگهای تیره وروشن نشانت می دهد وجودت پر می شود از غرور ،نمی دانم ولی من که اینگونه بودم، وقتی خلیج فارس را برای اولین بار بی هیچ واسطه ای دیدم قلبم پر بود از حس دوست داشتنش وحالا دلم می تپد برای دوباره دیدنش... نوع مطلب : برچسب ها : خلیج فارس، بیست و هشتم دی 90 :: نویسنده : مریم کرداری
دو یا سه شب پیش بود که برنامه پارک ملت را نگاه میکردم بیشتر از این جهت بعد از پنج دقیقه تلوزیون را خاموش نکردم که مهمان برنامه به نظرم قدری متفاوت آمد عماد افروغ را دعوت کرده بودند حرفهایش هم خوب بود حداقل در این چند وقت که هیچ صدایی از این جنس نشنیده بودم لنگ کفشی شد در بیابان از خیلی چیزها گفت هرچند می شد از خیلی چیزهای دیگر هم بگوید اما نتوانست یا نگفت به هر حال در بین همه آنچیزهایی که گفت بیشتر از دو بخش صحبتهایش خوشم آمد یکی از آن بخش که نگرانی اش را از فاصله ی نجومی که دارد بین قدرت رسمی وقدرت غیر رسمی یعنی همان جامعه مدنی اتفاق می افتد خیلی شفاف گفت و دیگر اینکه از وسیله بودن قدرت در ذات گفت وعوض شدن جایش با هدف که این روزها اتفاق افتاده است وگفت که هدف اخلاق است وارزشها وقدرت برای رسیدن به آنها وسیله است اما در این زمان اخلاق شده است وسیله برای نگاه داشتن قدرت به هر قیمتی وجمله ای هم از امام علی (ع) در خطاب به معاویه که فرمودند من ار توسیاست را بهتر می دانم اما دستانم بسته است... وگفت که این روزها به عکس خیلی ها دستشان باز شده است... درحالیکه سیاست نمیدانند! نوع مطلب : این روزهای خاکستری (زندگی اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی)، برچسب ها : عماد افروغ، پارک ملت، بیست و یکم دی 90 :: نویسنده : مریم کرداری
زمانی که دانشجو بودم خیلی وقتها شرایطی پیش می آمد یا آدمهایی را می دیدم که در مواقع خاص وحتی بحرانی مثل کسی عمل میکنند که انگار دارد یک فیلم را تماشا می کند یا صحنه ای تخیلی را با خودش خیال می کند اوج این رفتارها را به طور خاص در شانزده آذر سال هشتاد وهشت در محوطه اصلی دانشگاه دیدم زمانی که عده ای از دانشجویان که بعضا همکلاسی خود این آدمها بودند در تنگنای رفتارهای سلبی و وحشیانه عده ای دانشجو نما گرفتار آمده بودند آن یک دسته دیگر که نمی دانم بی تفاوت اسم خوبی است برایشان یا نه خیلی عادی ایستاده بودند وتماشا میکردند وحتی گاها با موبایلهایشان در حال تصویر گرفتن بودند بماند که معلوم نبود بعد به که می خواستند نشان دهند این فیلمها را... بعدتر هم که فارغ التحصیل شدم وقدری به فضای جامعه ی خودم نزدیکتر، دیدم که انگار این حکایت همه جایی ست در محیط شهر خودمان نیز همینگونه است و عمده مردم نسبت به خیلی مسائل بی تفاوتند ویا حداقل خود را بی تفاوت نشان می دهند... دراین رابطه صرف نظر از اینکه منشاء اصلی این نوع رفتار چه می تواند باشد به نظر می آید مادامیکه این رفتار تنها در حیطه فردی باشد می توان امیدوار بود که به عنوان یک ضد اخلاق تلقی نگردد اما در صورتی که آسیب های ناشی از آن متوجه فرد یا افراد دیگری نیز بشود آنگاه تبدیل به یک رفتار غیر اخلاقی خواهد شد، اما نکته ای که می تواند در شرایط کنونی جامعه ما مورد توجه قرار گیرد این نکته است که به نظر می آید به دلیل ترویج بسیاری بی اخلاقی های دیگر در جامعه در پاره ای مواقع انتخاب این نوع بی اخلاقی نسبت به نوع دیگر با محاسبه هزینه ها وفایده های آنها همراه خواهد بود به طور مثال شخصی که نوعی بی تفاوتی را نسبت به شرایط جامعه و هم نوعانش اتخاذ کرده در صورتیکه شرایط بر اساس مطامع وخواسته های او رقم زده شود فورا از حالت بی تفاوتی خارج می شود و به سمتی که منافع او را تا مین می نماید سوق داده می شود در این حالت هر شخصی با آگاهی از این نقطه ضعف افراد در جامعه می تواند در صورت در اختیار داشتن ابزار قدرت ویا ثروت در هر زمان که لازم ببیند اکثریت جامعه را با نظر خود همسو سازد در نتیجه به نظر می رسد وجود اینگونه بی اخلاقی ها وترویج آنها در جامعه تا حد بسیاری از سوی شخص یا اشخاصی مدیریت شده و وخارج از تمایل حکومتها قرار نمی گیرد در این شرایط است که جامعه علاوه بر خطر قرار گرفتن در آستانه سقوط اخلاقی در معرض خطر قدرت یافتن مدیران نالایق نیز قرار می گیرد. نوع مطلب : این روزهای خاکستری (زندگی اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی)، برچسب ها : اخلاق، بی تفاوتی، جامعه، چهارم دی 90 :: نویسنده : مریم کرداری
یکی از اصول مهم در مطالعات آموزشی و تربیتی در نظر گرفتن قاعده ی عدم مقایسه ی فرد با افراد دیگر یا یک گروه سنی با گروه دیگر است از نظر من این قاعده مهم است ودر جای خود بسیار کلیدی وارزشمند محسوب می شود اما شخصا در خیلی مواقع شده است که نتوانسته ام از بسیاری نکات که امروزه ودر نسل نوجوان به وفور می بینم در نظر خود چشم پوشی کرده ودست کم به آنها نیاندیشم بویژه که غالب این مسائل را وقتی در قیاس با هم نسلی های خودم می سنجم بیشتر برایم جای تعجب وسوال باقی می ماند... شاید اگر بخواهم پاره ای از این مسائل را برشمارم با اعمال دقت نظر بسیار بخصوص در مقام یک معلم می توانم فهرست وار از موارد زیر یاد کنم: 1) جنبه علمی : بسیاری از نوجوانان امروزی بخصوص گروه سنی خاصی که هم اکنون مقطع دبیرستان را سپری می نمایند به لحاظ حجم وکمیت اطلاعات از شرایط مطلوبی برخوردارند که این مسئله به طور ویژه در مورد علوم جدید و روزآمد مشهودتر است اما متاسفانه در بسیاری از موارد عمق دانستنی های ایشان از نسل قبل به مراتب کمتر به نظر می آید این مورد به دلیل میزان کم مطالعه در بین نوجوانان امریست که حتی در روخوانی های ساده آنان در یک متن ویا طرز املای آنها ومطالب عمومی دیگر همچون نوشتن یک نامه ساده رسمی به وضوح قابل مشاهده است... 2)جنبه فرهنگی:در توضیح این جنبه از خصوصیات رفتاری نسل امروز نکته ای که در قیاس با نسل قبل می توان گفت تغییر برخی الگوهای رفتاری از جامعه سنتی به سوی جامعه مدرن است که هر چند به صورت تقریبی امر ناپسندی محسوب نمی شود اما هنگامی که پاره ای از این رفتارها در کنش ها و واکنشهای اجتماعی در نظر میاید به صورت نوعی ضد هنجار خود نمایی میکند مثال این مطلب را می توان در نوع رابطه نسل قبل با معلملنشان ونسل فعلی مشاهده نمود 3) جنبه اخلاقی : این جنبه را به طور خاص می توان در ارزیابی میزان پایبندی این نسل به قاعده ی زرین اخلاقی که می گوید آنچه برای خود می پسندی برای دیگران نیز پسند مورد توجه قرار داد بسیاری از نوجوانهای امروزی به دلیل تغیر برخی الگوهای خاص رفتاری در خانواده کمتر مانندنوجوانان گذشته به فضایلی همچون قناعت ،مناعت طبع ،ایثار ،از خود گذشتگی و... مواردی از این دست توجه می نمایند وحتی به گونه ای از ابتدای سنین یادگیریهای رفتاری به برخی رفتارها مانند حسابگر بودن بین هزینه ها وفایده های احتمالی در انتخاب انواع خاصی از رفتارها بیشتر توجه می نمایند. هرچند مطالبی را گفته شده نمیتوان به طور مطلق به همه نوجوانان این گروه سنی تعمیم داد اما مع السف بسیاری از آثار ونتایج این تغییرات که البته روی منفی شان قوی تر از سایر ابعاد خود را نشان می دهد امروزه در بسیاری از محیط های اجتماعی ما قابل رویتند محیط هایی که اهمیتشان زمانی آشکارتر می شود که به جای موثر بودن بر روی اجزا و اعضای خود از آن تاثیر می پذیرند،محیطهایی همچون دانشگاهها و سطوحی همچون سطوح تحصیلات عالی.... نوع مطلب : این روزهای خاکستری (زندگی اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی)، برچسب ها : نسل جدید. تغییرات رفتاری.تفاوتهای بنیادی، موضوعات پیوندها آمار وبلاگ
|
||